از غمت اشک نریزم تو بگو پس چه کنم / آتش قلب خود را با چه خاموش کنم

مطمئن باش که مهرت نرود از دل من / مگر آن روز که در خاک شود منزل من . . .

.

عشق دیگر از شفقت بر کنار افتاده است / هرچه عاشق زارتر معشوق از او بیزارتر . . .

.


من نه آنه بودم که آسان رفتم اندر دام عشق / آفرین بر فرط استادی آن صیاد باد . . .

.


تو دریا بودی و من قایقی خرد / که هرجا خواست امواجت مرا برد

دلم پارو زن بیچاره ای بود / که در امواج عشقت یک شبی مرد . . .

.


دیدار شما آرزوی ماست !

(روابط عمومی چشمان بی قرار ! )

.


در دلی ، هر چند دوری ار نظر / خوش تر آن روزی که باز آیی ز در

با تو ما را خوش ترین دیدار باد / هر کجا هستی خدایت یار باد . . .